غريب

مادربزرگ

3909728-md.jpg
 گم کرده ام در هیاهوی شهر


آن نظر بند سبز را


که در کودکی بسته بودی به بازوی من


در اولین حمله ناگهانی تاتار عشق

  خمره دلم


 بر ایوان سنگ و سنگ شکست

 دستم به دست دوست ماند

پایم به پای راه رفت


من چشم خورده ام
 من چشم خورده ام


من تکه تکه از دست رفته ام
در روز روز زندگانیم

                      شعر از : حسین پناهی

/ 2 نظر / 11 بازدید
مريم

سلااااااااااام!صد تاااااااااااااااا سلام!( که به عبارتی ميشه ۱۰۰*۶۹=۶۹۰۰ تا صواب!)خوبييييييييی کيان جونم؟خوش ميگذره؟!عکسات هميشه يه جوره خاصن!شخصيت و روحيت به نظر مياد مثل عکسايی که انتخاب ميکنی فوق العاده خاص باشه!نه؟!حتی فکرشم نميکردم که يه روزی برسه که کيان بيشتر از من آپديت کنه!