زلزله

عصرگاهان جمعه مرا خواب در ربوده بود24.gif ودر عالم رويا سير ميکردم و هفت پادشاه را به خواب ميديدم01.gif. نسيم کولر بر من ميوزيد و من آرام بر تخت غنوده بودم. رختخواب خنک بدنم را نوازش ميداد چونان که حرير نسيم شاخه گلی( احتمالآ در اين قسمت من خيلی از خودم خوشم اومده04.gif) باری در عالم رويا خود را ميديدم که در سواحل سيدنی بر تختی ساحلی نشسته ام  و آفتاب گيری مرا از گزند  نور خورشيد مصون داشته.به تماشای تماشای ساحل زيبا و پری وشانی که بر شن ساحل حمام آفتاب ميگرفتند نشسته بودم( البته قسمتهای بی ناموسی قبلآ توسط سانسورچی خواب شطرنجی شده بود14.gif) تا اينکه حور صورتی مرا به حضورش فرا خواند و من چون اصولآ آدمی چشم و دل پاک هستم16.gif امتنا کردم( اصلآ حواسم نبود که اين عمل در بلاد کفر به منزله توهينی بزگ تلقی ميشود08.gif) آن حور منظر که از عمل من به خشم آمده بود ابرو به در کشيد و به سمتم آمد چونان که رستم آهنگ ديو کند.باری تا در اين احوال بودم که از اين فضاحت به کجا پناه ببرم و عذر از کجا بخواهم بکنار تختم رسيد و تخت به شدت تکان داد و گفت:کيان !کيان! بلند شو داره زلزله مياد11.gif و من چون چشم باز کردم بر بالای سر خود امير را ديدم که مرا تکان ۸ ريشتری ميدهد که در برابرش تکان زلزله چون بازی کودکان مينمود.من که از اين واقعه سخت دمغ گشته بودم به اميد ديدن باقی رويا پتو را بر خود کشيدم وگفتم: تو برو اگه زنده موندم شب با هم ميريم دربند...

/ 8 نظر / 8 بازدید
tannaznoori

سلام من از مطالب شما خوشم اومد همكارم هم اينجا با من داره مطالب شما رو مي خونه.خيلي باحالي. مخصوصا مطلب آخري از همه باحال تر. به اميد ديدار در وب

RoSe

:)):)) خيلی باحال بود کيان

ژینوس

کيان حال کردم کلی خوشم اومد لنگه خودمی منم عين خيالم نبود!! حالا که زنده موندی رفتی دربند؟؟؟يا رفتی سيدنی؟؟؟!!!

هولو

آقا ای ول!!!!!!!!!!! جات خالی منم عین خیالم نبود( فقط نمیدونم چرا قیافم شبیه قبضه روح شده ها شده بود!!!!!.....(احتمالا به خاطر جیغ و داد بقیه بوده البته ...).......یه نفرم تو قلبم داشت درام تمرین میکرد!....( که اونم احتمالا خواهرم بوده!...) آره بابا والا ....من که عمرا بترسم!!!!!!!

mania

اتفاقا منم خواب بودم..ولي برعكس تو دوس داشتم زودترازخواب پاشم و عين بقيه بترسم)چون داشتم خواب ارسطو و مكتب مشايي و فلسف و منطق روميديدم(اما ازشانس بدترس نداشت خنده م گرفته بود....

Emad

خيلی قشنگ بود.. مدرن و زيبا.. طبع شعرت هم خوبه .. با کامنتت حال کردم...

New yazid

چنين سخن داد افراسياب/ برو بچه ريدی تو ادبيات!!

RoSe

شيخنا آپديت نميکند آنچنان که رستم دستان نمود؟