کاملآ امروزی

فکر و باز هم فکر.دنيا ديگه اونقدر بزرگ شده بود که هيچ کس هيچ کس را نمی شناخت.ديگر فرهاد به قصه های شيرين گوش نمی داد.فرهاد می نشست پشت کامپيوترش و پينک گوش ميداد.آخه شيرين يه دختر چوپان بيشتره؟نه آخه اختلاف طبقاتی يه واقعيته! بايد قبول کرد.مسنجرش رو باز ميکنه. مگه مجنون نيست؟بيچاره نميتونه واقعيت رو قبول کنه که ليلا داره با کامی میپره.خوب حق داره٬ عشق که واسه آدم آينده نميشه. زندگی کردن پول ميخواد٬ ماشين ميخواد٬ خونه ميخواد و هزار تا کوفت و زهرمار ديگه.دنيا بزرگ شده آدما بيشتر شدن و انتخاب ها کمتر. ديگه اونقدر فرصت نداری که عاشق بشی.ديگه  نميتونی برای کسی اونقدر وقت بزاری که اونو بشناسی. آخه وقت طلاست.لحظه به لحظه اون قابل تبديل شدن به طلاست.آخ طلا طلا.چه آوای قشنگی داره اين کلمه . طلا.off هاشو چک ميکنه.هزارتا فيس07.gif10.gif ميريزه رو صفحه مانيتور.خندش ميگيره .هيچ حسی رو پشت اين فيسها نميتونه تشخيص بده.هه! عشق الکترونيک. تشکيل شده از صفر و يک.يک کليک و بعد send .اين يعنی دوست دارم. بدون تلاش. نه لازمه کوه بکنی نه لازمه سفر کنی.مسنجرو ميبنده.دستشو ميزاره پشت گردنش و به رقص نور winamp خيره ميشه.احساس خالی بودن سراسر وجودشو گرفته.فکر و باز هم فکر.چشماشو ميبنده...

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ژینوس

بابا به جووونه خودم فکر نمی کردم آپديت کرده باشی والا سر ميزدم بهت:Xآخه آپ ميکنيد خبر نميديد منم که همينجوری هی هی چک نمی کنم اينجوری ميشه ديگه...وقتمم که طلاست کلا الکی تو نت نمی پلکم...خودت که می دونی؛)

محمّد( یه دل خاکی با کلّی پاکی)

آقا ما تا نصفه نميخونيم و تا ته خطش هستيم حالا از يه سطر تا هزارتا .... جالب بود .... خوب ديگه در دنيای ديجيتال که ما آدم ها ساختيم انجوريه اون فرهاد همون موقشم واسه اون خريتش و کوه کندنش مورد سر زنش بود وای به حال الان .... با طلا موافقم ... بچه خوبيه ... شاد باشی .

Matin / مسافر غم

سلاممممم.... من و یک چرخ کبود.... من و یک عالمه درد.... من و یک روز سیاه.....من و یک شب بلند.... من و یک نقاب زیبا.... روی صورت دروغ.... من و تنهای شکسته.... زیر سنگینی یوغ.... زیبانوشتی.... آپديت کردم دوست داشتی یه سری بزن.... عشق همراهت....شاد باشی و موفق...

saeed

سلام اين لينک بنده را تو اين وبلاگت بگذار.راستی يک زنگی هم به من بزن

Matin / مسافر غم

سلاممممممممم.....خوبی؟؟؟؟؟.....ممنونم که با اومدنت مسافر غم رو شاد کردی .....کمی تا قسمتی زرد است اين دل !..... شبـيه گـريـه پـر درد است اين دل !..... بـرای سرقـت از يک قلب مجنون ..... هميشه تحت پيگرد است اين دل !.....منتظر حضور سبزت هستم.....موفق باشی عزیز

sadaf

همهی زندگی ۰و۱ هست قبول نداری؟؟

هولو

سلاااااااااااام ... آقا دلم برات تنگيدههههههههههههه ... خييييييييييييييييييلی ...

كلاغ سبز

بابا up to date كيان جان خوابت برده؟ راستي هيچ كس درباره متنت تو بلاگم نظر نداد حتي خودت.